اــــــــم خب اول سلام
دوم اینکه راهم گاهی به اینور هم میوفته و توی این ایستگاه هم به قولی مینویسم
اما هر سخنی جایی و مکانی باید.اما بدونید هرکی میخواد سر کلاس نقاشی پیرهن گلدار نکشیم ،خاطره ی یار نکشیم ، درخت سر باز نکشیم، بدتر از اون! ساز نکشیم
باید بدونه عاقبت ، دو بالِ پرواز میکشیم
درهای این مدرسه رو رنگی و دلباز میکشیم
رو کاغذای بی صدا ساز میکشیم ...... ساز میکشیم
من خواهان آزادی ام از نوع وبلاگی ...
چشمم به ساعته اما نه منتظر
ثانیه ای از پس خود باز تکرار میشه انگار در عالم دگر است این باغ من
هرچی حقیقته اینجا به راست انکار میشه .حتی از مرگ ناامید گشتم
کفتر فرستادم شاید مرده است.این مرگ، زنده ام بی تو پا به جاست
دیگه بسه.قلب من به سمت دیگری پمپ نمیکنه
تو که دستت به نوشتن آشناس بنویس
بگو از ما که به زندگی دچاریم ، لحظه ها رو میکشیم نمیشماریم
فسلام دوست سبزم پاشو بیا یه چیز گذاشتم که بدردت میخوره . دانلود کردی به همه بگو